سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

دانشگاهی که ماموریت ندارد نیازمند یک هدف ممیزی می شود. هدفی که تعیین کند چه کسی دانشگاهی است و چه کسی نیست.

همه چیز از نداشتن ماموریت شروع می شود.

اگر دانشگاه ماموریتی جدی داشت و مهمتر از آن ظرفیت رسیدن به آن هدف را داشت دیگر مهم نبود برخی از هیات علمی آن دانشگاه در شبکه علمی مجلات علمی تخصصی حضور فعال داشته باشند و مقالاتی هم منتشر کنند.

اما وقتی دانشگاه تبدیل می شود به محلی برای حقوق گرفتن و سروکله زدن با دانشجویان انبوه. لازم میشود معیارهایی برای دانشگاهی بودن داشته باشیم تا حداقل مطم‌‌ین شویم کسانی که خود را دانشگاهی می دانند واقعا دانشگاهی هستند! به عبارت دیگر مقالات ISI بعنوان یک معیار بیرونی به کمک دانشگاه و متولیان دانشگاه کشور می آیند تا مشخص کنند چه کسی دانشگاهی تر است!

اما وقتی معیار بیرونی است انسان می تواند با آن معیار تطابق مصنوعی پیدا کند.

وقتی دانشجوی کارشناسی ارشد را با کسر دو نمره مجبور کنی مقاله ISI بدهد و البته نام استاد هم باید قید شود! میشود مقاله تولید کرد. اما مقالاتی که فقط توسعه و تعمیم حرفهای دیگران است.

وقتی نمره پایان نامه را برای کسانی که مقاله نمی دهند از ۱۸ بدهیم دانشجو مجبور است با هدف مقاله تز خود را پیش ببرد.

و به همین شیوه شرکتهایی پیدا می شوند که نیاز به مقاله ISI‌ را برای آنانکه پولی دارند یا به پول دانشگاهی نیازمندترند فراهم آورد.

نیاز به قهرمان هم داریم. یک مدیر دولتی چه نیازی دارد که باید حتما اثبات کند توانایی نوشتن مقاله ISI را دارد؟

بعلی وقتی نیاز دارد که پست مدیریتش را به بهانه دانشگاهی بودن تصاحب کرده باشد.

می بینید؟ همه چیز از مساله بنیادین شروع می شود: معیار درونی نداریم که یک مدیر خوب کیست یک دانشگاهی کیست یک کارمند خوب و شایسته ارتقا کیست؟

وقتی معیار درونی نداری مجبوری به معیارهای بیرونی تکیه کنی و معیاری که از درون نباشد عوارض دارد!


منظورم از معیار درونی چیست؟

وقتی دانشگاهی هدفمند باشد و صد البته سلطه نیروهای سیاسی جامعه بر آن کنترل و محدود باشد دانشگاه می تواند خود تعیین کننده معیارهایش باشد.

اما وقتی هیات امنای دانشگاه سیاسی ترین مرد استانها (استانداری ها) است مشخص است که معیار درونی شکل نمی گیرد. انگار اجتماع افراد ناهمگون را بخواهیم اجتماع دانشگاهیان بنامیم!


دانشگاه امروز ما چنین ملغومه ای است. هرچیزی هست الا دانشگاه بودن. تعریف چیزی که میدانی دانشگاه نیست سخت است. چنین موجودیتی شاید در جهان تعریف نشده باشد.

پس کار ساده تر  این است که یک دانشگاه را تعریف کنیم.

...

ادامه خواهم داد. 

سعید تمر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی