سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی منظم

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

یک زمانی می گفتم، کسی که شعر از گل و بلبل می سراید، معلوم است که ارجمندتر از کسی است که تحلیل سیاسی می کند.


به زمان حال و امر آینده برگردیم، به نوآوری اجتماعی و سازمانی بی اندیشیم،

کسی که از حال و برای حال نشینان می گوید، مفهوم تر است از کسی که از آینده ای می گوید که خود نیز یک تازه وارد آن است.

مردم به اطمینان و آرامش محتاج تر ند تا کسی که از آینده و تلاطم حال بگوید.


در تجربه آینده پژوهی نیز، مسأله همین است. یک وقت شما کارشناس حوزه ای هستی که رقیب فقط مسأله ای است که باید با آن شناخت بیابی.

یک وقت شما در امر آینده پژوهی هستی و به جای اکتفا به مسائل حال، در حال تقلا برای شناخت مسأله فردایت هستی، و چون اسیر حالی و محیطت و ذی نفعانت و آنانکه باید مخاطب کار تو باشند اسیر حالند، سرک کشیدن به آینده، هزینه سرسام آوری می یابد. مجبوری بین آینده و حال تقلا کنی، در حالی که خودت یک تازه وارد عرصه فردایی، مجبوری بازگردی و از آنچه خودت سیراب نشدی و تسلطی نداری برای اسیران حال، قصه بگویی و قانعشان سازی.


امیدوارم خود را اسیر چنین وضعی نکنید.

پ.ن.

آینده و گفتن از فردا، به جای فیوچرز، چندان جالب نیست. فیو در لاتین به معنی آنچه می شود و از جنس تکوین و رشد و زاده شدن است. اصلا از جنس آنچه میاید و باید منتظر باشی نیست.

پ.ن.2.  اولگی.

سعید تمر

نظرات  (۳)

سلام سعید
در آینده پژوهی چه مباحثی رو مطالعه می کنن؟
پاسخ:
آنچه خوندیم را بگویم یا آنچه باید خوند را؟

برمیگردم و مفصل می نویسم برات. فعلا باید برم
---------------------------
بین من و دوستانم مصطلح است یا بیشتر حرف خودم است که با خوندن ما آینده پژوه نخواهیم شد و البته بدون خواندن هم قریب به یقین نخواهیم شد!
خواندنش ایجابی  و لازم است ولی کافی نیست
- مبانی معرفت شناسی و معرفت شناسی آینده پژوهی
- روش های آینده پژوهی 1 و 2
- روشهای پیچیده: مثل سیستم داینامیکس
- جامعه شناسی علم و فناوری
- تفکر استراتژیک و مدیریت استراتژیک
و غیره..
بیشتر دنبال این هستم که:
- به چه کاری میاد؟
- از چه متدی استفاده می کنه؟
- آینده پژوهی در عمل چگونه س؟ یعنی کشورها و سازمانها تا چه حد ازش استفاده می کنن؟

ممنون. هر زمان تونستی بنویس.
پاسخ:
سوال: به چه کار می آید:
شروع خوبی است. برگردیم ببینیم بدون آینده پژوهی، بشر چگونه از وضعیت پیشین به وضعیت پسین خود گام نهاده است. 
 یک ایست ناخوشایند اینجا و در نقد مساله خودم (بدون آینده پژوهی) بدهم. حقیقت این است که بشر همیشه به شیوه ای از آینده خویش رمز گشوده است. وقتی ستاره شناس پادشاه غزنوی نیم نگاهی به ستاره می کرد و سال خوش یمنی پیش بینی  می کرد، حتی اگر بی پایه بود حرفش، تاثیرش واقعیت را می ساخت. آن منجمین پیشگو و خوابگوی مزخرف به تعبیر علمی امروزین ما، یک کارکرد بزرگ داشت، آنها با همان مزخرفات، بندهای تعلل و تردید را از بازیگران جامعه می زدوند و اقدام اجتماعی را شکل می دادند! و این رمز اصلی کارکردهای ماست. ما نمی خواهیم برای آینده مان منفعل باشیم.
برگردیم به مساله خودم.
انقلاب های صنعتی، و انقلاب صنعتی انگلیسی، در نبود چیزی به نام آینده پژوهی رسمی، چگونه پسین آن جوامع را شکل می داد؟ یک تحولات اجتماعی در حال رخ دادن بود، یک پیشرانهای فناورانه ای در حال تقویت و آزادسازی بودند یک بازارهایی توسط کشورگشایان و استعمارگران انگلیس ضرورت فتح می یافت و زنجیره انقلاب صنعتی نظم می یافت. در این فضا، چه چیزی کلید توسعه جامعه جدید بود؟ آیا همه عوامل به یک اندازه منفعل هستند و خود به خود تنظیم می شدند؟ توجه آن جامعه و آن مردمان در آن عصر چه تفاوتی با توجه جامعه مثلا ایرانی در همان عصر به آینده جوامع خود داشتند؟ این تشابه به ذهنم می رسد که گویی، یک جامعه سوار گاری بسته به یک الاغ در جاده ای بودیم که یک آن یک جامعه سوار بر یک اتوبوس تندرو از کنار او می گذرد. بدیهی است راننده گاری ما، نیازی به دیدن فاصله ای دورتر از ده متر جلوی پای الاغش ندارد(به اندازه 30 ثانیه جلوتر از الاغ که بتوان مسیر را اداره کرد) در حالیکه آن اتوبوس ران باید به اندازه 30 ثانیه جلوتر (که برای اتوبوس می شود 200 متر) را باید ببیند.
نکته حرفم به این است که وقتی سوار اتوبوس هستی، تقریبا همه مسافران بیشتر از 10 متری که گاری ران ما نیاز دارد را خود به خود می بینند و متوجه هستند در حالی که راننده شان 200 متر بیشتر را می کاود.
نکته حرفم این است که کمتر پیش می آید که فردی سوار بر گاری، بتواند به اندازه 200 متر جلوتر و بیشتر را به طور جدی برای همسفرانش توضیح دهد و همسفرانش از او الهام گیرند.
نکته حرفم این است که آینده پژوهی، برای توسعه نگاه جامعه به آینده، گزینه های اقدام فعلی، پیامدهای گزینشها و انتخاب مطلوبهایی قابل انتخاب نیاز ضروری جوامع ماست.
نمی دانم توانستم حسم را برسانم یا نه. چون تبیین های دیگری را پیشتر برای دوستان دیگر شفاهی توضیح داده ام و بیشتر مقبولشان شده، در این مورد اسیر یک داستان(مسیر) شدم که باید بعدها بیشتر دقیقترش کنم.

سوال: از چه متدی استفاده می کند؟
آینده پژوهی، به دلایلی فلسفی، واجد متدسازی اختصاصی خود -حداقل تا امروز- نیست و بیشتر از متدهای مشترک علوم انسانی استفاده می کند. البته آینده پژوهی، متدهایی مثل دلفی خبرگان، تحلیلی علی لایه های عنایت الله، قالب بندی ادراکات در قالب سناریونویسی و حتی چشم انداز نویسی را متمایز از دیگر فعالیتها معرفی کرده است و اینقدرها هم دستش خالی نیست. اولی را از نگاه فلاسفه عرض کردم. ابزارسازی برای تعامل غنی و نظم بخشی به ادراکات از نقاط در حال توسعه آینده پژوهی است و از هر دو طیف کیفی و کمی به شیوه ای اختصاصی ابزارها ساخته شده اند بخصوص در مکتب پرسپکتیو.

سوال: آینده پژوهی در عمل چگونه است و استفاده سازمان ها چگونه؟
 سوال مهمی و بزرگی است. اینکه ما چگونه استفاده می کنیم دیگران چگونه یک مساله است اینکه چگونه استفاده کرده ایم و چگونه باید استفاده کنیم یک مساله بغرنجتر دیگر.
میگویم بغرنج تر، به این علت که من همیشه احتیاط می کنم و میگویم من در حال یادگیری و پیاده سازی آینده پژوهی هستم و هرگز جسارت نمی کنم بگویم من آینده پژوهم. تفاوت بسیار دارد.
اجازه بدهید این سوال زیبا را اینگونه شهید نکنم ویک همت دیگری کنیم برای پاسخ به این سوال زیبا در فرصتی و انرژی بکر تر.

ممنونم از سوالهای زیبایتان.

سلام سعید
از پاسخ هایی که دادی ممنونم.
بعضی جاهاشو متوجه شدم اما کلیت قضیه رو گرفتم.
منتظر پاسخ سؤال آخر هم هستم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی