سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی[شناسی] منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی[شناسی] منظم

سعید تمر

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شرافت» ثبت شده است

ای مردم

اگر اراده شما برای منفعت عمومی در اداره عمومی غایب باشد، از دست من هیچ کاری بر نمی آید. والسلام.

دیگر هیچ تعهدی به منفعت عمومی ندارم چون بعد از ده سال، هنوز به جرم نگریستن از زاویه منفعت شما، در معرض قطع تنها درآمدم (حقوق ماهیانه) هستم و دیگر توان مجادله با گوریلهای سازمانی را ندارم.

میخواهم تنها تعهدم، پسرم باشد.

فتوت

من اعتراف کردم و به این جرم شایسته سرزنش همه شما مردم خوب ایران زمین هستم. اما شما بگویید مگر کار دیگری هم می توانم انجام دهم؟ از آبرو گذشتم. تمسخر گوریلها را پذیرفتم. در اداره، این شما مردم نیستید که قضاوت می کنید. این مدیرشدگان دیروز هستند که تعیین می کنند من برایشان خوب بودم یا نبودم. بحث، خوب بودن برای شما مردم نیست بحث خوب خدمت کردن به شخصهای شخیص مدیرکان است.

من 5 سال دروس اداره عمومی خواندم، 6سال از زاویه نگاه جنبش آینده پژوهی مطالعه کردم و نهایتان رساله ام در مورد سه حوزه مشخص فناوریهای داده، سیاستگذاری و آینده پژوهی، عرضه کردم که حرفم در آن این بود که اگر اراده ای جمعی برای رسیدن به حکمرانی عصر داده نداشته باشیم، توهمهای مهندسی و کاربست فناوری فقط برای اربابان جامعه، سرابی بیش نیست.

جان و توان مجادله با هیچ کس را ندارم. دیشب فشار خونی که حادث شد می توانست پایانی بر من باشد. اگر پایان می رسید، مطمئن باشید هیچ کدام از ملت، جز فرزندم، خانواده ام و دوستانی نزدیک، کسی آخ نمی گفت و متوجه هم نمی شد. لذا، به بزرگواری خودتان، این اعتراف بنده را نادیده بگیرید و سرزنشم نکنید. میخواهم در سرزمین گوریلها، خواب آدمیت نبینم. میخواهم بیدار شوم. شما غایب هستید و من نیز، باید غایب شوم.


به درود آرزوهای خوب برای مردم خوب، به درود شرف، خدمت، درستی و جنگ برای مسائل واقعی. سلام بر اداره گوریل ها.


اگر روزی ماندم و از شرافت گفتم، لطفا به رویم نیاورید که یک زمانی، کم آوردم. هر مردی در این سرزمین، ممکن است کم بیاورد.


خدا بر ما رحم کند. روزهای سختی در انتظارمان است و فرصتهای نابی را سوزاندیم. خدا شاهد است که گفتیم و می توانستیم کاری بیش از این کنیم ولی گوریلها و انسانهای شریفی که گوریلها را سربارمان کردند نگذاشتند.

مواظب خودتان و خانواده تان باشید.

سعید تمر