سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی[شناسی] منظم

سعید تمر

آینده خوشی برای همه میخواهم به روشی[شناسی] منظم

سعید تمر

این دفتر شلوغ و بینظم من است. دفتر شخصی.
شاید چند پیوند مفیدی برایتان وجود داشته باشد.
به زودی افتتاح سایت رسمی خودم را در اینجا اعلام خواهم کرد.
tamar.ir
---------------
خوش به حال آنانی که چهل سال اول زندگی خود را به خودشان اختصاص می دهند و باقی را وقف مردم می کنند
و
بدا به حال آنانکه جابه جا

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۳ مطلب با موضوع «روزمره،دغدغه» ثبت شده است

 

ما همان ملتی بودیم که پروژهای 180 ساله، 100 ساله و بلند مدت داشتیم و اجرا هم کردیم.

اما در دوره اخیر، تاریخ رسمی ایران یک گسست پیدا می کند و بی تاریخی بر ما سوار می شود

 

و اینک، حماقت و جسارتهای رهبران و دشمنی آشکار آمریکا و خیانت و جنایت کوتوله های مسلط بر اداره (ادمینیستریشن یا رهبری سیاسی اداره) دست در دست هم می دهد که ما دیگر نتوانیم تیم باشیم

هر کسی در جنگی که در حال شکستن و خرد شدن هستیم به فکر نجات خود است

و در این میان

هیچ موفقیتی وجود ندارد جز پیاده شدن از کشتی در حال غرق شدن و آن نیز یعنی پناه بردن به همان دشمنی آشکار

 

بد مخمسه ای است

ولی ما ساکت نمی نشینیم. هم بر حماقت می تازیم و هم بر خائنان کوته بین و هم دشمنی آشکار آمریکا را می گوییم

شاید لشکر آواره شده ما نظم گیرد

 

سعید تمر

هفته پژوهش است. 

رئیسی داریم که به این مراسمات اهمیت قائل است. چه خوب.

بعد از ساعت اداری، همه را دعوت کرده بود باغ کتاب تهران

بن خرید کتاب و استفاده از مجموعه را هم برای همکاران تدارک دیدند.

خودم با اینکه سه بار رفته بودم  آنجا ولی با این بازدید نادیده هایی را هم دیدم.

الغرض رئیس فکر کرده بود که همکارانش را ارتقاء فرهنگی دهد. چه کاری بهتر از این با پول اداره می شود کرد؟

 

اما، همه رفته بودیم. از همه قشر از خدمتکار و کارمند موقت و مدیر و  ... و حتی مهمان هایی !!! پیرپاتالی که ویلون و آویزون .. و البته اساتیدی که همکاری دارند..

به همه برابر بن داده شد.

گاهی همکاران معترض بودند که داریم چیکار می کنیم اینجا

گاهی خودم هم همراهی می کردم

به من خوش گذشت هرچند دوست داشتم به موقع پیش خانواده ام هم باشم یا پسرم هم همراهم باشد خب.

راستی کار تون سه بعدی هم دیدم! فکر کن!

الجی، با هزینه 6 و نیم میلیون دلار یک نمایشگاه فناوری زده برای بچه ها و هم تبلیغ می شود و هم تا دو و نیم میلیون دلار سود نکنه اسمش را از مجموعه برنمی داره! راستی دومین نمایشگاه از این جنس بود که الجی زده بود.

اما سوال: واقعا کار درست را کی می دونه چیه؟ برای هفته پژوهش و یا اساسا برای جشن گرفتن و حال خوب داشتن در اداره، چه باید کرد؟

من ایده هایی دارم. ولی شما هم فکر کنید.

سعید تمر

سلام

چرا این داستان را دوست دارم بنویسم؟ دزدی و نادرستی خیلی عواقب دارد. رفاه زندگی افراد در یک جامعه،‌ چندان هم وابسته به میزان درآمدشون نداره! بستگی به این داره که هزینه ها را هم برای هم افزایش ندهیم.

--------------

خلاصه داستان. اگر دستگاه ایران رادیاتور چراغ های چشمک زنش شماره های 40 60 80 بود یعنی یکی از سه قطعه فن، شیر فشار و یا برد دستگاه ایراد دارد.

قبل از آنکه خودتان را به تعمیرکار ناآشنا و نامطمئن بسپارید، کافی است خودتان سه تا کاور دستگاه را بازکنید. اول فن را بچرخانید اگر می چرخید مستقیم بروید بازار و یک شیرفشار بخرید و با دو تا پیچ عوضش کنید. اگر مشکل حل نشد، حالا می توانید مطمئن باشید که برد دستگاه تان مشکل دارد (یک آی سی باید عوض شود). تا همینجا شما یک دستمزد 50 یا 100 تومنی جلو هستید بعلاوه اینکه یک نفر شما  و خانواده تان را سر کار نمی گذارد برد دستگاه را با خودش ببرد و فردا با منت بیاید دوباره وصل کند و حق تعمیر هم بگیرد!!

توضیح: تعمیر کار نادرست، بعد از اینکه پول برد را از شما گرفت، محتمل است که مثل مورد من،‌ شما و شانستان را شماتت کند که شیرتان هم مشکل دارد و 400 500 تومن برایتان هزینه بشود!! من آمار خوندم احتمال اینکه دو تا سیستم مستقل همزمان خراب شود تقریبا نزدیک صفر است و این شانس شما نیست که خراب است این اعتماد شما به تعمیرکارتان است که مشکل دارد!!

-------------------------------------

 

آرزو داشتم یک وبسایت داشتیم و همه درست کاران را معرفی می کردیم و همه نادرستان را رسوا. من فاکتور مهر شده ای را به هزار دوز کلک از آن شرکت گرفتم و ترس در دلشان کاشتم ولی این پایان کار نیست!

اگر مردم ما به حقشان قانع باشند واللا زندگی زیاد سخت نخواهد بود. چرا باید همدیگر را آزار دهیم و قطعات سالم را هم بعنوان خراب،‌درو بریزیم؟ مگر یک ملت چقدر ثروت دارد که هدر دهد؟

سعید تمر